79 - تاریخ: 1403/4/30 ساعت: 5:57
من به تبع اسپینوزا، یک جبرگرای ناشرمسارم!
77 - تاریخ: 1403/4/14 ساعت: 11:29
تو یکی از حسرت های لحظه ی احتضارم خواهی بود...
78 - تاریخ: 1403/4/14 ساعت: 11:29
کاری کنیم که درد و رنج بشریت کمتر شود همین آدم های از پوست و گوشت و استخوان...
76 - تاریخ: 1403/2/20 ساعت: 11:51
به یاد پدرم... و دست های پینه بسته اش و خستگی هایش که مثل سایه همیشه با اوست... به یاد پدرم و تمام عمر زحمت کشیدنش من یک کارگر زاده ام #روز کارگر
73 - تاریخ: 1403/1/16 ساعت: 15:16
هر آشنایی، یک اندوه تازه است... من... امشب... دوباره اندوهگینم!
74 - تاریخ: 1403/1/16 ساعت: 15:16
زیبا بانوی منخواهش میکنم بمان برایم تا ابددیر آمدی... زود نرودیگر تاب تحمل خاطرات را ندارم... خاطره نشودیگر برای گشتن و گشتن و هی گشتن پیر شده ام... حالا که پیدایت کرده ام، لطفا بمان...دوستت دارم Adblock test (Why?)
75 - تاریخ: 1403/1/16 ساعت: 15:16
من به روانپزشک نیاز ندارم به یک دوست، یک همراه نیاز دارم کسی که تمام عمر ازش محروم بودم!
67 - تاریخ: 1402/12/4 ساعت: 14:26
حس مردی را دارم، که بعد از جدایی از همسرش، پشیمان شده است مردی که تازه فهمیده است چقدر او را دوست داشته....
68 - تاریخ: 1402/12/4 ساعت: 14:26
حس قماربازی که تمام دارایی اش را به یک خطا از دست داده احساس تلخ «کاش زمان به عقب برمیگشت» را دارم!
69 - تاریخ: 1402/12/4 ساعت: 14:26
حس نویسنده ی نا امیدی را دارم که هنوز هیچ سطری ننوشته استکه اگر ننویسد عمری را باخته استآه... ای واژه های مقدس دور از دست... بشتابید که مردی محتاج حضورتان است Adblock test (Why?)
65 - تاریخ: 1402/11/4 ساعت: 11:40
باز هم شب... جاده... یاد تو...یاد دوست داشتنی تویادت بخیر و جاودانهیادت تا ابد همراه منیاد دستهای نازکتیاد لبخند مرد افکن اتیاد صدای زندگی بخشتصدای معجزه گرتیاد شیطنت هایتآخ که چقدر دوست داشتنی بودی عروسکمکاش قبل از مرگ یک بار دیگه ببینمت Adblock test (Why?)
63 - تاریخ: 1402/9/23 ساعت: 11:03
اگه حق انتخاب داشتم... یه زمین کشاورزی... یه روستای گمنام کم جمعیت خوش آب و هوا... یه جفت دست پینه بسته... و موهای بلند "تو" که هر صبح می بافتمشان و شبانگاه روی شانه هایت می ریختمشان... اگه حق انتخاب داشتم... یه مغازه نجاری... یه خونه نقلی که دورتادور حیاطش گلدونای شمعدونی رو بچینم... کمی ذوق شاعران...
64 - تاریخ: 1402/9/23 ساعت: 11:03
ولی خودمونیمدنیا... عجب جای نفرت انگیزیه! یعنی نمیشد این دنیا جوری درست بشه که توش نه بیماری باشهنه جنگنه گرسنگینه حسرتنه دلتنگیو تهش دو به دو آدمایی که همو دوست دارند به هم برسند؟؟جان من نمیشد؟؟ Adblock test (Why?)
60 - تاریخ: 1402/9/13 ساعت: 21:51
کسی بیاید، تنهاییمان را با هم قسمت کنیم! کسی که شعر می شناسد... و زیبا سخن میگویدکسی که انگشتانش را به رسم مهربانی، به انگشتانم گره می زندبس است... این همه تنهایی دیگر مرا بس استجوانیم رفت... تا دیرتر نشده است، او که از جنس آرامش است... لطفا بیایدآن وقت تمام بوسه های بغض دار این سالها را، تقدیم قدم ...
61 - تاریخ: 1402/9/13 ساعت: 21:51
دیدی بعد از تو چقدر تنها شدم؟؟دیدی گفتم نرو... رفتی... من موندمو یادت؟؟اگه بدونی چقدرررر دلم برات تنگ میشه! اگه بدونی چقدرررر بهت فکر میکنم...آخه بعد از تو... هیچ کس نبود... هیشکی!هیچ کس دیگه منو بغل نکرد!!یادته؟ یادته عروسک خانم؟ توی مترو... توی ازدحام جمعیت... یادته بغلم کردی؟؟؟می دونی؟ دیگه هیچ و...
62 - تاریخ: 1402/9/13 ساعت: 21:51
چقدر نیاز دارم که الان با کسی حرف بزنم... ولی هیچ کس نیست! اگه کسی صدامو میشنوه لطفا جواب بده لطفاً.... لطفاً....
59 - تاریخ: 1402/9/1 ساعت: 16:41
غم های کوچک پر حرف اند غم های بزرگ لال...
58 - تاریخ: 1402/8/14 ساعت: 1:38
خدایا دلم براش تنگ شده چه حس کشنده ای هست، این دلتنگی...
57 - تاریخ: 1402/7/9 ساعت: 18:56
من اینجا، بین میلیون ها آدم... تنها هستممن، اینجا، بین تمام سلام ها... نگاه ها... خنده ها... تنها هستمهیچ کس تنهاییم را پر نکرداو که باید می آمد، عاقبت نیامد... و راستش دیگر امیدی به آمدنش ندارم!خیلی ها خودی نشان دادند، خیلی ها چند روزی بودند، اما هیچ کدام نماندند، همه وقتی فهمیدند من از جنس تنهاییم...
برای آبجی رقیه م - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 19:31
سلاااااااام عزیز دلمقربونت بشموبلاگت نمیدونم چرا باز نشد، اینجا مینویسم....به شدت دلم گرفته بود، چند روز یا شاید چند ماه بود که دلم گرفته بود، کامنتت رو که خوندم با تمام وجود لبخند زدمچقدر خوبه که هستی، وقتی هیچ کس نیست...چقدر خوبه که در اوج بی کسیم، تورو دارمدنیا به آخر برسه... من میمونم و تو...آرو...