کسی بیاید، تنهاییمان را با هم قسمت کنیم!
کسی که شعر می شناسد... و زیبا سخن میگوید
کسی که انگشتانش را به رسم مهربانی، به انگشتانم گره می زند
بس است... این همه تنهایی دیگر مرا بس است
جوانیم رفت...
تا دیرتر نشده است، او که از جنس آرامش است... لطفا بیاید
آن وقت تمام بوسه های بغض دار این سالها را، تقدیم قدم هایش میکنم....
آن وقت، تا دنیا دنیاست، دور زیباییش خواهم گشت
آن وقت...
برچسب:
نویسنده: علی عباسی