"نمی شود که تو باشی ... و من عاشقت نباشم"
چکار کنم... چکار کنم؟!
دوست داشتنت را از من اگر بگیرند، تنها مشتی استخوان و یک عالم واژه ی سرگردان از من به جا می ماند...
دوستت دارم
مرا بخوان... به هر نام که خود می پسندی... باشد، اصلا... به من بگو "بابا" ...
به هر نام که مرا بخوانی، همان زیباترین است...
"من از قبیله ی تنهایان"
برچسب:
نویسنده: علی عباسی