آن یکی هر روز پر میشود از آغوش "تو"...
این یکی، غرق در خیال شیرین "تو"
آن یکی تکرار هر روز دیدنت، دیدنت، دیدنت...
این یکی، امروز بیشتر از دیروز دوست داشتنت
آن یکی، هر شب بوسیدن لبهای تو...
این یکی، توهم... دود... آهسته دوست داشتنت
آن یکی، دستهایتان، عصرها، پیاده رو ها...
این یکی، هر ثانیه، حرف ها، شعرها، خیال ها
آن یکی، گرمای بدن هاتان، یکی شدن ها، "عزیزم شب زودتر بیا" ها
این یکی، آه... آه... آه
آن، یکی مردی که "تو" را دارد
این یکی اما تا ابد
"مردی که تو را ندارد"
برچسب:
نویسنده: علی عباسی