روزهای زشت و حال نزار
این مردهای نامرد خیانتکار
این زشتهای دروغ پر تکرار
این دوزخ ریخته روی ساعت ها
باز هم دروغ و دروغ و بدعت ها
چشمهای پر هوس سیری ناپذیر
تن های عریان و میل و هوس ها
دست ها و پاها و رقص شلاق ها
مشتی توهم توی دکان و بازارها
ترجیح میدهم بمیرم پیش از دروغ بعدی ام
ترجیح میدهم دنیای سرد مردارها...
"توهمات یک مغز بیمار"
برچسب:
نویسنده: علی عباسی