ايستاده بود روي پل، اتوبان امام علي با سرعت و ازدحام، آن پايين داشت مي دويد
و مسافرهايي که عجله داشتند خود را هر چه زودتر به قطارها برسانند، پشت سرش، بي توجه، مي گذشتند
چند دقيقه بعد ... اتوبان، ساعتي کلافه خواهد شد در خود، و مسافران چند ثانيه اي تاسف خواهند خورد
و بعد ... لاستيک ها، اثري از خون، باقي نخواهند گذاشت ...
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 22:51  توسط سی سال تنهایی |
