کاش، دنيا جور ديگر بود
کاش ليلا، براي من بود ...
کاش هر روز يکجا، تمام مهربانيش را بغل ميکردم، و پيشاني اش را ميبوسيدم
اما ....
اما، من محکومم به نداشتنش
به، حتي نديدنش...
ليلا ... آه ليلا
چقدر دوستت دارم
ليلاي زيباي من
ليلاي مهربان من
ليلاي خوبم
يعني، بهشتي هست ، که در آنجا تورا ببينم؟
چقدرررررر دلم برايت تنگ است
کاش، کاش، سنگ فرش خياباني بودم، که تو، هر روز از آن مي گذري...
کاش، خاک پايت بودم...
برچسب:
نویسنده: علی عباسی